پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
377
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
گردش ساخته و آنجا را به نام خود ديمتريوس ناميده بود ولى پومپيوس كه آقاى او بود تا فيروزمندى سومى خود به همان نشيمنگاه عادى و ساده ديرين بسنده مىنمود . راست است كه سپس چون آن تياتر مشهور را براى مردم روم بنياد مىنهاد در پهلوى آن نشيمنى نيز براى خويشتن ساخت كه بهتر از خانه ديرين بود . با اين همه چندان نيك نبود كه مايه رشك مردم باشد . زيرا چنانكه گفتهاند : كسى كه پس از پومپيوس خداوندگار آن خانه گرديد سخت در شگفت شده و مىپرسيد : پس اطاق شامخورى پومپيوس بزرگ كجاست ؟ ! اين است آنچه براى ما نقل كردهاند . تازيانى كه در نزديكى پترا « 1 » مىزيستند پادشاه آنان كه تاكنون زور و نيروى روميان را به شمار نمىگرفت اكنون او نيز به ترس افتاده سخت بيمناك گرديد و نامهها به پومپيوس فرستاده فرمانبردارى و فروتنى از خود نمود . بااينحال پومپيوس چون مىخواست او را در فروتنى و فرمانبردارى استوار نگاهدارد سفرى با لشكر به سوى پترا كرد و اين لشكركشى او بود كه روى هم رفته در نزد گروه بسيار نيك ننمود . زيرا آن را يك گونه گريز از وظيفه مهم خود كه دنبال كردن مثرادات دشمن ديرين روم باشد مىدانستند . به ويژه كه مثرادات اين زمان دوباره بسيج ساز و برگ مىكرد و آماده جنگ مىشد و گفتگو بر زبانها بود كه از ميان اسكوثيا « 2 » و پايونيا « 3 » به ايتاليا خواهد تاخت ، ولى پومپيوس در پيش خود چنين مىانديشيد كه سپاه مثرادات را در جنگ در هم شكستن آسانتر است تا او را دنبال كردن و دستگير نمودن . از اين جهت تصميم داشت كه با دنبال كردن او خود را فرسوده نگرداند ، بلكه منتظر نشسته و در اين ميان روزهاى انتظار را صرف سركوب دشمنان ديگر كند و بدينسان بهره از فرصت بردارد . ولى فيروزبختى نقشه ديگرى پيش آورد . زيرا هنگامى كه او به نزديكىهاى پترا رسيده و در جايى چادر برافراشته و نشيمن برگزيده بود و خود او بر اسبى سوار و در بيرون لشكرگاه ورزش مىنمود ناگهان چند پيكى سواره از پونتوس با خبرهاى شادمانى فرا رسيدند و اين از
--> ( 1 ) . Petra ( 2 ) . Scythia سكوتيا نام تيرهاى است كه ما « سك » مىخوانيم و مقصود جايى است كه دستهاى از اين تيره نشيمن داشتهاند ولى ندانستيم كجا مقصود است . ( 3 ) . Paeonia بخشى از ماكيدونى بوده .